خرید بک لینک
عروسک شیرین من

دلبری می کنه و ععاشق لباس عوض کردن شده و مدام نوی خونه شلوار ستاره ای رو با روسری ستاره ای من ست می کنه و دستبند صورتی رو با کفش صورتی.

به مامانم می گه مامانی این گوشواره های تو با من ست شده.

دوست داره از کلمه های قلمبه استفاده کنه و وقتی می گه خودش دهنش باز می مونه و می خنده.

به یاسمن می گه یاسی اکثر این برنامه ها قفلن.

یا یه سوسک پلاستیکی رو قایم کرده توی جعبه به بابا علی می گه بازش کن توش عکس بابامه بعد بابا علی رو ترسونده.

برچسب: نویسنده: رادین نوری تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 8:13

امسال رو که به عشق عروسی یاسمن شروع کردی و هر کس ازت می پرسید عروسیه کیه می گفتی عروسی من و یاسمن. کلی ناز م وخوشگل کردی برای عروسی و خوش گذروندی بعد هم که رفتیم با مامانی اینا و دایی لاهیجان و رامسر و رشت و انزلی و کلی به قول خودت کشتی سوار شدی و تله کابین سواری و دریا و خلاصه کلی خوش گذروندیم و برگشتیم پیش مامانی اینا سیزده بدر هم که با حنا و شکیبا و دوستات بازی و گردش کردی و برگشتیم تهران. امروز اولین روز مهد توی سال جدیده و تو کلی دلتنگ مهدت بودی و دوستات. دو تا کار تاتر جدید و خوب باید بریم ببینیم. شاهزاده خانوم بد ترکیب و گرگ های دوست داشتنی.

برچسب: تور نوروز با کشتی, نویسنده: رادین نوری تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 8:13

چهارشنبه طبق قول و قرارمون رفتیم نمایش شاهزاده خانوم بد ترکیب رو دیدیم و کار قوی و خوبی بود و پنج شنبه هم رفتیم کیدز کلاب پیله ابریشم و دو ساعتی بازی کردی و خوش گذروندی. جمعه هم تولد بابا نیما بود و بهت گفتم مایا برای بابا کیک خرسی بخریم گفتی نه مامان کیک خرسی مال بچه هاس برای بابا کیک شکلاتی و نسکافه ای بخر.

برچسب: نمایش شاهزاده خانوم,نمایش شاهزاده خانوم فرهنگسرای فردوس, نویسنده: رادین نوری تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 8:13

پنچشنبه از صبح که بیدار شدی دلت آب بازی و استخر می خواست من هم ساک استخر بستم و اصلا حواسم نبود که توی روز تعطیل ممکنه سانس استخرها تغییر کرده باشه بعد از اینکه بهت قول دادم زنگ زدم به چندتا از استخرها ولی هیچ کدوم سانس عصر نداشت و تو کلی دلخور شدی و مدام تا بععد از ظهر به من می گفتی مامان یکی دیگه استخر زنگ بزن ببین هست. الهی بمیرم عصر رفتیم نمایش کلاغه چرا کچل شده؟ و بعدش از شهر کتاب ابن سینا کلی خرید کردیم و اومدیم خونه. جمعه هم رفتیم با بابایی پارک و دوچرخه بازی و بازی پارک لاله و کلی بازی کردیم . یکی دیگه از ماجراهایی که این روزا داریم شب شدنه و به محض

برچسب: اردیبهشت,اردیبهشتی,اردیبهشت ایرانیان,اردیبهشتی ها,اردیبهشت ماه,اردیبهشت به انگلیسی,اردیبهشت ماهی ها,اردیبهشتیا,اردیبهشت به میلادی,اردیبهشتی که باشی, نویسنده: رادین نوری تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 8:13

عزیز دلم

این روزها با لباسهایی که از شانگهای برات آوردم حسابی پز می دی و می گی این یکی شانگهای نه اون یکی رو بپوشم. قربونت برم که خانم بودی و تا مامان برگرده حسابی کلافه شده بودی. دل من که برات آب شده بود حسابی هرشب با گریه می خوابیدم.

به هر حال گذشت. روزی که برگشته بودم همش تو خونه راهع می رفتی و می گفتی مامان دوستت دارم. مامان دوستت دارم.

و من چه خوشبختم با داشتن تو .

برچسب: من و این همه خوشبختی محاله,من و این,من و این چت,من و این زخم زمستون,من اینجا بس دلم تنگ است,من اینم,من اینجا ریشه در خاکم,من اینطوری لاغر میشم,من این صبرو مدیون لبخندتم,من این ماهو ماه عسل میکنم, نویسنده: رادین نوری تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 8:13

عشق من داره روز به روز بزرگ تر می شه و رفتار و حرف زدنش شبیه آدم بزرگ ها می شه. دیروز داشتیم با هم یه فیلم نگاه می کردیم که دختر کوچویی رو نشون می داد یک دفعه به من گفت مامان چرا این دختره این قدر غمگینه؟ کلاس موسیقی پارس شروع شده و مربی های مهربونش فرشین جون و هدی جون هستند و مایا کلی عاشق این کلاسش شده. اسکیت رو همچنان با کمی تمرین می ره و پاهاش زود خسته می شه. از اول مهر کلاسش توی آوند تغییر می کنه و می ره کلاس خاله سمیه و چند ماهی هست که برای این تغییر روزشماری می کنه. این روزها برام بلند بلند آواز می خونه و شعر میگه . عاشق حرف زدنشم و این قدر قلمبه حرف

برچسب: دنیای این روزهای من,دنیای این روزهای من داریوش,دنیای این روزهای من درگیر تنهایی شده,دنیای این روزای من در کانادا,دنياي اين روزهاي من,دنیای,این,روزهای,من,داریوش,hd,download,دنیای این روزهای من دانلود,دنیای این روزهای من داریوش دانلود,دنیای این روزهای من جدیدترین شاهکار داریوش,دنياي اين روزهاي من داريوش دانلود, نویسنده: رادین نوری تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 8:12

خوشگل و نازنازی من، بند دل من، یکی یه دونه ی من الان چند روزیه که رفتی کلاس خالعه سمیه و به آرزوت رسیدی. با اینکه می ترسیدم جدا شدن از صبا و فاطمه برات سخت باشه ولی عشق به بزرگ شدن درونت اونقدر قوی بود که اصلا فکرش عهم نکردی. برای خودم خوشحالم که تو رو دارم با اون قبل بزرگ و مهربونت که چه زود می بخشی و فراموش می کنی اگه بدخلقی می کنم باهات یا کم بازی می کنم. اونقدر دستهای کوچیکت بزرگن که می تونم توشون غرق بشم و برم و برنگردم. خدایا شکرت. ازت ممنونم که این فرشته ی مهربون رو به من دادی. دلتنگ یاسمنی و بیشتر منتعظری تا تولدت بشه و اون برگرده. خدا رو شکر که زود

برچسب: مایا دریم,مایا درن,مايا درويش,مایا در رز سیاه,مایا در سریال عشق و نفرت,مایا در هند,مایا در معماری,مایا در عشق و نفرت,مایا در هندو,مايا دروس, نویسنده: رادین نوری تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 8:12

صفحه بندی